رضا شاه بزرگ:هـنگـامی کـــه مـن آمــــدم 

603184_398186156913885_1996342014_n
)میرزا کوچک خان در رشت باکمک لنین و بلشوییک مسکو جمهوری شورویِ گیلان راه انداخته و خود را رئیس جمهور نامیده و بنام خود تمبر چاپ می‌کرددر مازندران مرکزی امیرموید سوادکوهی قدرت داشت و تهران را تهدید میکرد.مازندران شرقی و بخشهایی از شمال خراسان تیول دو طایفة ترکمن بود.شمال غربی خراسان در دست سردار معزز بجنوردی و ایل شادلو بود.

آذربایجان شمالی و نواحی هم مرز با روسیه در دست اقبال السلطنه ماکوئی بود.

غرب ارومیه و کردستان در دست اسماعیل‌آقا سمیتقو بود که پرچم برای خود ساخته بود و شیعیان را قتل عام می‌کرد.

آذربایجان دست ایل شاهسون و همدان دست عشایر کرد بود. در جنوب بلوچ ها خودگردان بودند.دوست‌محمدخان سرکرده بلوچ‌ها سکه به‌نام خودش می‌زد و چیزی نمانده بود دیار رستم دستان نیز برای همیشه به بلوچستان پاکستان و هندشرقی بپیوند.

خوزستان در چنگ شیخ خزعل بود . بدولت مرکزی مالیات نمی داد. و بکمک انگلیسی ها بنای جدا کردن خوزستان ، از پیکر ایران را داشت.

ترکمن ها راه های خراسان را غارت میکردند.

مناطق مرکزی ایران محل جولان یاغیان و لرهای شورشی بود. نایب حسین کاشی در کاشان از دولت مرکزی باج می‌گرفت و هرجنایتی بر مردم روا می‌داشت!

شمال کشور دست روس ها بود. و جنوب کشور بطور کامل دست انگلیس ها بود. انگلیسی ها اسکناس ایران را چاپ میکردند و از دولت ایران حـقِ تـوحـش! (کاپیتولاسیون) میگرفتند.

تراخم و سوزاک و مالاریا نه در سطح خانواده که در ابعادِ یک «کشور» بیداد میکرد. 95% مردم روستا نشین یا عشایر بودند، آن اندک شهرهایمان هم فرقی با روستا نداشت.98% سواد خواندن نوشتن نداشتند.
راه و امنیت آرزوی دست‌نیافتنی ایرانیان بود. مردم برای رفتن به مشهد باید به روسیه و برای رفتن به خوزستان باید به عراق میرفتند. ارتش و بانک و شیلات و شهربانی و گمرک و…دست اجنبی بود. ایران یک شبه مستعمره بود که مردمانش منتظر ضربت آخر نشسته، که معلوم نبود از شمال می‌آید یا از جنوب؟!
و هـنگـامـی کـــه مـن مـی‌رفـــتم :
ایران دارای بانک ملی و سپه ، ارتش نوین(نیروی دریایی/هوایی/زمینی) ،رادیو ، مدرسه، قانون مدنی ، راه آهن سراسری ، صنایع ، فرهنگستان ، ژاندارمری ، دانشسرای عالی ، دانشگاه ،خبرگزاریپارس ، کارخانه هواپیماسازی،ثبت اسناد و احوال ، بیمه ، موزه ، فدراسیون فوتبال و .. تقویم تازی لغو شد و گاهنمای ایرانی به
ماه های اوستایی رسمی شد.

تمام امتیازات کشورهای بیگانه در ایران لغو شده بود.
زنان وارد اجتماع شده بودند .
. مردان از پوشش متحدالشکل و مدرن بهره برده بودند ،
عشایر اسکان داده شده ،
خانسالاری برافتاده بود.دادگستری راه انداختم و نه‌تنها،سیستم قضا که اوقاف و مکتب‌خانه و سیستم ازدواج مردم را از دست آخوندها به‌درآوردم.
و تمام اینها و بسیاری خدمات ديگر را در طول 16سال انجام دادمديگر هيچ شخصى از بيمارى فوت نكردديگر گرسنى در ايران وجود نداشت . اب اشاميدنى وجود داشت .

من براى بانوان ايران ازادى اوردم .

من براى دورترين نقاط كشور جاده كشيدم .

سدها ابى را درست كردم .

پل ها زدم .

دست انگلستان و روسيه را تا حد ممكن كوتاه كردم .

ازادى و رفاه را اوردم .

مذهب وخرافات را از جامعه كنار گذاشتم .

ايرانى را ساختم كه در خور نام ايران باشد .

امروز بايد گفت صد حيف كه بر سر كشور عزيزمان چه امد تمام ارزش هاى ايرانى يكسره نابود شد وبه جايش فرو مايگى رايج شد .
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s